سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386
يک، دو ... ابديت
دنيا دو روز است." باري، اين را گفتهاند و همچنان ميگويند. چه مسافرها ، در اين دو روز، که از بیراهه به راه آمدند و از راه به بیراهه رفتند و در آخر، چالهاي، چاهي، درهاي.
مکثي کوتاه در اين جهان ميکنيم و به همه چيز و همه کس ميانديشيم ، به جز خود. "رسيدن" را هدفي والا ميبينيم و در"انتظار" ، کش و قوس ِ زمان، لحظهها را به هزارهها ميکشند. انتظار ، قدم اول...انتظار، قدم دوم... رسيدن ، برابر با ابديت.
قلب که نه، کوههاي ِ سنگاند.
خارج از دستور:![]()
آنچه از روزگار به دست مي آيد با خنده نمي ماند و آنچه از دست برود باگريه جبران نمي شود.
فردا خورشيد طلوع خواهد كرد حتي اگر ما نباشيم
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:54 توسط : حمید
