چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386
زمین گیر رفتن شده ام
امروز آشیانه ویرانی را بر فراز درختی کهنسال دیدم ، منظره دلنوازی بود و قلبی را به یاد می آورد که کارش را به انجام رسانیده است
ذشت آنکه پیاله ای از نگاه من
حریق عطش هفت قبیله را فرو می کشت !
من در خاطرات دور خودم ته نشین شده ام
دیگر بیم هیچ حادثه ای
خواب مرا نمی آشوبد
نه بختک باد و نه رویای باران
و نه حتی تلنگر نام تو !
بگذار راحتت کنم
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:17 توسط : حمید

