چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
میدونم یه روزی دل من می میره
میدونم یه روزی دل من می میره
خورشیده عشق ما اون بالاها سایه می گیره
رنگ تاریکی گرفته قصه و افسانه ی من
رنگ شادی رو ندیده این دل دیوونه ی من
اشک میریزم روز و شب مثل ابرای بهار
مونده از تو پیش من تار مویی یادگار
قلب من خاموش و غمگین چون غروب بی ستاره
گریم از دست جدایی مثل ابر پاره پاره
همچو مرغ پر شکسته توقفس تنهانشسته
در غروبی بی ترانه مانده ام بی آب و دانه
میدونم یه روزی دل من می میره
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 23:26 توسط : حمید

