تبليغاتX
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است
پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385
عشق جیوه ای

عشق جیوه ای

عشق مانند ويلون است،موزيك ان ممكن است قطع شودولي تارهاي ان هميشه مي مانند.

عشق مانند جنگ است به راحتي شروع مي شوداما به سختي پايان مي يابد.

عاشق بودن مانند اين است كه نگاه اجمالي به بهشت داشته باشيم.

عشق تازه از زمين است وعشق كهنه از بهشت.

وقتي عشق وجود داشته باشد هيچ خانه اي خيلي كوچك نيست.

عشق يعني حمايت، احترام وعلاقه دو انسان به يكديگر.

عشق مانندجيوه در دست است،اگر انگشتان خودراباز نگهداري مي ماندولي اگردست خود

رامشت كني از ميان انگشتانت فرار مي كند.


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 19:23 توسط : حمید
چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385
لبخند

هرگز لبخند را ترک نکن حتي وقتي که نگران هستي که شايد کسي عاشق لبخند تو باشد


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 7:29 توسط : حمید
شنبه بیستم آبان 1385
تو برام خورشيد بودي .........

اي كه بي تو خودموتك و تنها ميبينم هرجا كه پا مي ذارم تورو اونجا ميبينم يادمه چشماي تو پر درد و غصه بود قصه ي غربت تو قد صدتا قصهِ بود ياد تو هر جا كه هستم با منه داره عمرمنو آتيش مي زنه تو برام خورشيد بودي توي اين دنياي سردگونه هاي خيسمو دستاي تو پاك مي كرد حالا اون دستا كجاست اون دوتا دستاي خوب چرا بي صدا شده لب قصهِ هاي خوب من كه باور ندارم اون همه خاطره مرد عاشق آسمونا پشت يك پنجرِه مردآسمون سنگي شده خداانگار خوابيده انگار از اون با لاها گريه هامو نديده يادِ تو هرجا كه هستم با منه داره عمره منو آتيش مي زنه

به یاده عزیز از دست رفته ام (پدرم)


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:45 توسط : حمید
یکشنبه چهاردهم آبان 1385
حرف دلم

دوستت دارم با چشمهای انتظار                            دوستت دارم مثل لحظه های بی قرار

دستهایت را به من بسپار تا یارت شوم                      در شب وروز یار وغمخوارت شوم

من اگر چه با شبم لیک تو آفتابم شدی                   حس مرده در تنم تو باغبانم شدی

من کویرم سرد وبی روح                                     تو ولی یک آسمونی پرزمهری

کاش این دنیا بداند آرزومی                                    لحظه ای با من بمان


با نگاهت
       محو شو در من و بگذار                                                مست چشمانت شوم

       بوسه بر چشم ونگاهت


   خاک پاهایت شوم


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 23:50 توسط : حمید
دوشنبه هشتم آبان 1385
گر از یادم رود

گر از یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت

به شرط آنکه گهگاهی توهم از من یاد کنی

اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست

وفا آن است که نامت را همیشه بر زبان دارم


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 23:20 توسط : حمید
شنبه ششم آبان 1385
جاي دسته گلي

جاي دسته گلي که فردا در قبرم نثار مي کني امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن. به جاي سيله اشکي که فردا برمزارم ميريزي امروز با تبسمي شادم کن به جاي اون متن هاي تسليت که فردا برام مي نويسي امروز با يک پيغام کوچک خوشحالم کن من امروز به تو نيازم دارم نه فردا

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:55 توسط : حمید

RSS





Powered by WebGozar